قرائت مشهور از قاعده ارش در کلمات فقها عبارت «کل مالا تقدیر له ففیه الارش» است. در قبال ارش دیه قرار دارد و طبعا با عبارت «کل ما تقدیر له او کل شئ مقدر ففیه الدیه»؛ شناخته می شود. این قرائت معروف از ارش در باب دیات باعث شکل گیری ذهنیت تقابل ارش با دیه و دوگانگی ماهیت این دو شده است. بر مبنای همین نگاه دیه حکم اولی و ارش حکم ثانوی شمرده شده که در موطن شک جعل شده است. هم چنین مهمترین دلیل ارش نیز اجماع دانسته شده است. از آن جایی که اجماع نیز محتمل است مدرکی باشد ممکن است قاعده ارش خالی از دلیل محکم شرعی پنداشته شود. در حالی که بررسی جامع دیدگاههای فقها در ارتباط با دیه و ارش و نیز ادله آن دو می رساند که ارش همان دیه غیر مقدر است و به لحاظ ماهیت تفاوتی با دیه ندارد. تعبیر «کل مالاتقدیر له ففیه الارش» نه معنی و مقوم ماهیت ارش بلکه محل جریان و مورد استعمال قاعده ارش است. حتی با فرض دو گانگی ماهیت دیه و ارش و عدم شمول ادله دیه بر ارش، باید گفت ارش دلایل مخصوص به خود را دارد که علاوه بر اجماع و سیره عقلا می توان به روایات صحیح و موثقی استناد کرد که به شکل خاص بر ارش دلالت دارند. باتوجه به اهمیت ارش در حقوق جزای اسلام، نوشتار حاضر در صدد بیان و توضیح ادله اثبات ارش و نسبت آن با «دیه» است که با استفاده از روش کتابخانهای در جمعآوری دادهها، از روش تحلیلی توصیفی در این تحقیق بهره بردهاست.