انسان موجود اجتماعی است که از گذشتههای دور دارای حیات اجتماعی بوده و جوامع انسانی را تشکیل داده است. از طرف دیگر، زندگی اجتماعی دارای الزامات خاصی است که بدون تبعیت از آن، نظام اجتماعی مختل گردیده و امکان ادامه آن از بین میرود. یکی از موضوعات فقهی حقوقی که در زندگی اجتماعی انسانها حضور داشته و دارد، «حق ارتفاق» است که در جوامع شهری و روستایی گریبانگیر صاحبان املاک مجاور اعم از زمینهای زراعتی، مکانهای تجارتی و صنعتی و خانههای مسکونی است. حق ارتفاق بهرغم برخورداری از جایگاه مهم در زندگی اجتماعی، با این عنوان، در مباحث کهن فقهی دارای پیشینه نبوده و در ابواب فقهی دیده نمیشود و تنها در دورههای متأخر، موردتوجه فقها قرارگرفته و به آن پرداخته شده است. آنچه در این نوشتار با روش استنادی و تحلیلی توصیفی به آن توجه شده است، یافتن پاسخ این پرسش است که مشروعیت حق ارتفاق در فقه اسلامی چیست و دارای چه مصادیقی است؟ اگرچه در برخی از مذاهب فقهی برای حق ارتفاق مصادیقی چون؛ حق شرب، حق مسیل، حق مجری، حق مرور، حق جوار و حق تعلی تعیین گردیده است، اما انحصار حق ارتفاق در این چند مورد، با الزامات حیات اجتماعی و زیست جمعی جوامع انسانی سازگار نبوده و موارد متعدد دیگر بدون تکلیف میماند.